|
... ادبی ... بی ادبی ...
|
*
*
*
یک . . . . دو شد
دو دچار دو شخصیتی شد
لطفا دوتا نشوید
( دوتا و شاید من )
*
*
*
*
*
زیر بغل و داخل بغل معشوق حال و هوای خاص خود را دارد
(کالبدشناس وشاید من)
*
*
*
*
*
*
انگشت اشاره ای به درازای کیلومترها حسرت
و دست مادر که این بار هم دافعه داشت
( اسباب بازی و شاید من )
*
*
*
*
*
*
بستنی مانند چشمان کودک در دستش اشک میریخت
شلوغی و صف سرسره مانند آهن ربایی او را جذب میکرد
اما دست مادر این بار دافعه داشت
( تاب و شاید من )
*
*
*
*
*
*
لباس های کثیف داخل تشت اسم کوچک من را فریاد میزدند
ماشین لباس شویی گران قیمت راه خانه ی دانشجویی ما را بلد نبود
( دانشجو و شاید من )
*
*
*
*
*
*
شیشه ی پنجره دل شکست و کاسه ی صبر باد لبریز بود
گفتم همیشه قلبم به یادت هست
و تو گفتی (( برو بذار باد بیاد ))
شاید امروز همان روز باشد
هوا امروز ابریست.
( باد و شاید من )
*
*
*
*
*
*
خاطراتت را جلوی در گذاشته ام
هنگام رفتن یادگاری با خودتت ببر
( خاطره های جلوی در و شاید من )
*
*
*
*
*
*
بی صدا میروم
و تو نخواهی فهمید
که من از خاطرت رفته ام . . .
(فراموش شده و شاید من )
*
*
*
*
*
*
من آن میخم صحیح و صاف
که افتادست در آوار
تو هستی غایت فکرم
که نامت هست یک دیوار
تو در راهی نمیدانم ، که پشتت بر من است یا رو
سراسر دیده ام هر شب ، که هست در خواب هم بیدار
(میخ و شاید من )
*
*
*
*
*
*
تمام کائنات ما را برای هم خواستند ولی او نخواست
کائنات به قدرت خود شک کردند
( یکی از کائنات و شاید من )
*
*
*
*
*
معشوق بی گناه است ،
عاشق اگر ز معشوق چشم امید دارد
( عاشق و شاید من )
*
*
*
*
*
*
و زندگی گاهی میخندد
امروز لبخندش را پشت خط آبی و سبز چشمانش دیدم
این را فقط من و او میفهمیم
(یک شاهد و شاید من)
*
*
*
*
*
*
غمگین نشسته بود و فکر می کرد :
عمری تنها می مانیم به این دلیل که وقتی شخصی می خواهدمان رد می کنیم و هنگام خواستن کسی او ما را نمی خواهد .، بهتر بود به پستی و کوتاهی زندگی بیشتر می اندیشیدیم
(غمگین نشسته و شاید من )
*
*
*
*
*
*
فکرم همیشه به این بود که معشوقه ام به من خیانت میکند ، من جبران کردم و او رفت . حال در ۷۷ سالگی فهمیدم که زندگی خواب بی گناهی یارم بود .
( پیرمردی شکسته و شاید من )
*
*
*
*
*
مادر نخواست بفهمد
بی مادر شدم
پدر مرا نفهمید
بی پدر شدم
سر جنگ گرفتم
در به در شدم
معشوق خواستم و نیامد
هرزه تر شدم
پوچی و هیچ منم
( نگون بخت و شاید من )
*
*